شاید مرور این جمله ماریو کوینتانا، شاعر برزیلی، این روزها که شرایط مطلوبمون نیست، و شاهد احاطه شدن پروفایلهای لینکدین با حلقههای سبزرنگ هستیم؛ بد نباشه!
If you spend your time chasing butterflies, they will run away. But if you spend your time creating a beautiful garden, then the butterflies will come to you.
However, if they don’t come, at least you have yourself a beautiful garden.
«اگر وقتت رو صرف دنبال کردن پروانهها کنی، ازت فرار میکنن. اما اگر وقتت رو صرف ساختن یک باغ زیبا کنی، پروانهها خودشون به سراغت میان.
با این حال، اگر هم نیومدن، دستکم تو یک باغ زیبا برای خودت ساختهای.»
غم، جنگ، اقتصاد، اینترنت و خیلی چیزها میتونن به سرعت باطری ما رو از انرژی خالی کنن، با اینکه گفتنش ساده است و عمل کردن بهش اونم به وقت ابتلا خیلی سخته؛ ولی خوبه اینقدری انرژی رو ذخیره نگه داریم برای ساختن اون باغ! اون باغ یادگیری و تمرینه؛ همین. شاید به سرعت موقعیت کاری یا اقتصادی مطلوب به سراغمون نیاد، ولی دستکم؛ مهارت و دانش قابل اتکا خواهیم داشت... دیر یا زود امیدوارم بازار خودش رو با شرایط، تنظیم کنه؛ چرا که انطباقپذیری و میل به تعادل، خصوصیت قدیمی نوع بشره. حالا توی این فرایند، «زمان» تنها دارایی غیرقابل جبران؛ و «دانش و مهارت» تنها پساندازیه که میشه بهش تکیه کرد.
این شرایطِ سختی که به صورت جمعی تحمیل شده رو شاید بشه با حرکت جمعی، بهتر مدیریت کرد؛ یعنی یادگیری جمعی؛ پس موضوعاتی که شما پیشنهاد میدید، و نه چیزی که من تنها براش تصمیم میگیرم؛ شاید حرکت جمعی ما باشه. موضوع بعدی رو از کامنت دوستان انتخاب کردم: «فرهنگ و ساختار نسخهدهی توی تیمهای نرمافزاری». اینکه کِی و چرا monorepo، چرا و کِی gitflow یا github flow یا trunk یا... و مهمتر اینکه «فرهنگ» تیم چطور میتونه «روش» مورد استفاده رو به سمت کارآمدی یا عکسش پیش ببره.