مصاحبهگر بودن در دل یه بحران
واقعبین باشیم، از پیِ بحران اقتصادی، بحران اجتماعی برخواست و از دل فاجعهی دیماه، جنگ اسفندماه؛ و این یعنی موج ورشکستگی شرکتها، موج تعدیلها و لزوم توجه به فرایند جذب نیرو و مهارت مصاحبه دادن و مصاحبه گرفتن. لذا تصور میکنم بد نباشه تا طی دو مطلب، از دو زاویه به موضوع نگاه کنیم.
بخش ۱: مصاحبهگر
الان که داری مصاحبه میگیری، احتمالاً طرف مقابلت چندین هفتهست که اینترنت کلن نداشته یا با دشواریهای زیادی منقطع وصل بوده. شاید توی شهرش یا همسایگیاش بمب خورده. شاید یکی از آشناهای نزدیکش کشته شده. شاید سه شب پشت سر هم درست نخوابیده.
و تو داری ازش میپرسی که تفاوت MPI و OpenMPرو توضیح بده.
این مطلب برای مصاحبهگرهاست، اونهایی که احتمالا مجبور خواهند بود مصاحبههای دقیقتری بگیرن چون بودجه و زمان کمتری برای قمار دارن و باید کاندیدی رو پیدا کنن که بتونه خروجی بهموقعتر، مستقلتر از AI و اینترنت بده و خلاصه اینکه آدم روزهای سختتر از گذشته باشه...
۱: بپذیر که شرایط عوض شده
در شرایط عادی، یه مصاحبهی ضعیف یعنی کاندیدا آماده نبوده. الان اما این معادله خیلی پیچیدهتره. آدمی که جلوی توئه ممکنه:
- دو ماه با قطعی اینترنت زندگی کرده، یعنی به LeetCode، دورههای آنلاین، و حتی جستجوی ساده دسترسی نداشته
- توی یه فضای روانی سنگین کار کرده (یا اصلاً نتونسته کار کنه)
- شغلش رو از دست داده نه به خاطر عملکرد، بلکه چون شرکت تعطیل شده
اگه اینها رو نبینی، داری یه ارزیابی ناقص میکنی؛ هرچقدر هم فرآیندت «استاندارد» باشه.
۲: قدرت دستته، این رو جدی بگیر
توی یه بازار کار نرمال، کاندیدا گزینه داره. الان نداره.
این یعنی فشار روانی مصاحبه برای طرف مقابل چند برابر شده. اضطراب بیشتر، اشتباه بیشتر، و تصویری که از طرف میگیری احتمالاً کمتر از واقعیتشه.
یه مصاحبهگر خوب این رو میدونه و فضا میده، نه از سر ترحم، بلکه چون میخواد ببینه این آدم واقعاً چیه؛ چون خودش هم تحت فشار است تا زمان، و بودجه شرکت رو برای بهینهترین خروجی و اثرگذاری تخصیص بده، نه برای کسی که بدون اینترنت، بدون راهنما، بدون AI دچار سردرگمی میشه.
۳: با منابع کمتر داری استخدام میکنی؛ این فشار رو روی کاندیدا خالی نکن
شرکتها الان کمتر استخدام میکنن. این یعنی هر نفر باید بیشتر کار کنه، هر استخدام ریسک بالاتری داره، و تیم تحمل اشتباه کمتری داره.
میفهمم که این فشار رو به مصاحبه منتقل میکنه. ولی فشار بیشتر روی کاندیدا، مصاحبه بهتری نمیده؛ فقط نشون میده کی بهتر تحمل اضطراب میکنه، که لزوماً همون کسی نیست که بهترین مهندسه.
چکلیست عملی، قبل از هر مصاحبه
۱. مصاحبه رو با جملاتی شروع کن که فضا رو باز کنه
نه از سر تعارف، بلکه یه چیز صادق: «میدونم اوضاع این روزا سنگینه. اگه وسط مصاحبه لازم داشتی یه لحظه وایسی، بگو.» این یه جملهست. ولی چیزهایی رو تغییر میده.
۲. سوالهایی که به اینترنت وابستهاند رو بازبینی کن
اگه کاندیدا با یه API یا فریمورک آشنا نیست، قبل از قضاوت از خودت بپرس: آیا ممکنه دو ماه به documentation دسترسی نداشته بوده باشه؟
۳. تمرکزت رو از «حفظیات» ببر روی «تفکر محساباتی و حل مسئله»
بپرس چطور فکر میکنه، نه چی حفظه. الان تفاوت این دو خیلی مهمتر از همیشهست.
۴. اگه عملکرد ضعیف دیدی، یه سوال ازش بپرس
«چیزی بوده این مدت که روی آمادگیت تأثیر گذاشته؟» ممکنه جواب تصویر کاملاً متفاوتی بده.
۵. feedback بده؛ حتی به رد شدهها
این یه چیز کوچیکه ولی الان وزن بیشتری داره. آدمی که رد شده و میدونه چرا، بهتر از آدمیه که فقط سکوت گرفته.
۶. دنبال آدم مناسب و تواناییهای «واقعبینانه» مورد نیازت باش، نه سوپرمن!
بیشتر از گذشته فکر کن دقیقا اون آدمی که مورد نیاز پروژه و پوزیشن است چه خصوصیاتی داره، نه آدمی که آرزو داری پیداش کنی و تمام چیزهایی که تا ۵ سال دیگه هم کاربردی توی محصول نداره رو مسلط باشه.
حرف آخر
مصاحبه گرفتن توی این شرایط یه مسئولیت اخلاقیه، نه فقط یه فرآیند HR.
تو داری در مورد معاش یه نفر تصمیم میگیری، کسی که شاید همین دیروز خبر بدی شنیده. این رو نمیگم که نرم باشی یا استانداردهات رو پایین بیاری. میگم که آدم باشیم. این دو تا با هم در تضاد نیستن.
قسمت بعدی: مصاحبهدهنده
1