بچه‌های معصومی که پرپر شدند، آرزو داشتن تا بزرگ بشن، موفق بشن و بهترینِ خودشون باشن...

👁 800 بازدید ❤️ 55 واکنش 📤 4 فوروارد
Post Image

بچه‌های معصومی که پرپر شدند، آرزو داشتن تا بزرگ بشن، موفق بشن و بهترینِ خودشون باشن...


این بچه‌ها آرزو داشتن تا به اندازه‌ی توانشون موفق بشن، برای خودشون، خانواده‌شون، شهرشون یا کشورشون مفید باشن. اون پسربچه‌ای که برای آخرین بار با مادرش خداحافظی کرد، رفت مدرسه، تا شاد بودن، یاد گرفتن، پیشرفت کردن رو با خودش برگردونه و مادرش رو خوشحال کنه. نفرین بر جنگ، نفرین بر کسی که دستور داد، همراهی کرد و نهایتا ماشه‌ی اون ۲ موشک نحس رو کشید تا این داغ به دل انسانیت بشینه.


روزهای تلخی گذشت، و خدا می‌دونه سایه‌ی نحس جنگ تا چه زمانی تن ایران رو رنجور و زخمی خواهد کرد؛ و بعد از آخرین شلیک، چهره‌ی کشور ما چه شکلی خواهد داشت...


مدرسه، پالایشگاه، فرودگاه و هر جایی ویران بشه دردناکه، ولی درد بزرگ‌تر، جهل و فقر فکری است که این روزها کالای رایجی شده؛ و «خِرَد» متاعی کمیاب. از اون‌هایی که موشک می‌فرستن تا اون‌هایی که برای اصابتش کف می‌زنن. پس، باید نوشت، یاد داد، تلاش کرد؛ بیش از گذشته... به حد بضاعت؛ این تنها کاریه که شاید بلد باشیم یا از دستمون ساخته باشه. به نیت تک‌تک بچه‌هایی که دوست داشتن یاد بگیرن، و بهترینِ خودشون باشن. برای تک‌تک بچه‌هایی که کشورشون، خانواده‌شون، زبانشون، و «زندگی» رو دوست داشتن.


یادمون نره، این کشور حمله‌ی مغول رو هم از سر گذروند، تاریخ گواهی می‌ده که اون زمان هم عده‌ای که بضاعت فکری و اراده‌ی عملی نداشتن، برای حمله به خاک کشور شادی کردن، ولی ما امروز اسم سعدی رو می‌دونیم، و کمتر کسی نام کسانی رو که از سر جهل و طمع، زهر افعی رو دوای زخم کشور تجویز کردن به یاد داره...


برای همه آرزوی سلامتی و امنیت دارم، خصوصا برای تک‌تک اعضای کادر درمان، نیروهای امدادی، و بچه‌هایی که قراره دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنند... 🖤😔🌱


← بازگشت به همه پست‌ها