♻️ فیدبک، راهحل بهبود و توسعه مداوم...
♻️ فیدبک، راهحل بهبود و توسعه مداوم...
فیدبک، یک فرهنگه، که برای ایجادش باید تلاش کرد، ممارست داشت و رهاش نکرد. باید مستندش کرد، آموزشش دارد، به عنوان ارزش و روش نهادینهاش کرد و از روز آنبوردینگ روش تکیه کرد؛ تا بتونه در میان/بلند مدت میوه بده.
🥕🪓 فیدبک: فراتر از هویج و چماق
خیلی از ما فیدبک رو با «نقد کردن» یا «تشویق کردن» اشتباه میگیریم. فکر میکنیم ابزاریه که الزاما مدیر از موضوع بالا نسبت به کارمند استفاده میکنه تا بتونه با تشویق و تنبیه یا ملقمهای از هر دو وادارش کنه تا رفتار و کارآمدی دلخواهش رو دنبال کنه! (رویکرد هویج و چماق).
اما واقعیت چیز دیگهایه: فیدبک یک فرهنگه، نه یک سخنرانی یکطرفه. برای اینه که یک تیم یا سازمان یا حتی ارتباط انسانی، زنده بمونه و رشد کنه، بازخورد باید در تمام رگهای سازمان جریان داشته باشه؛ از مدیر به همکار، از همکار به مدیر، و از همکار به همکار. فیدبک سازنده، اکسیژنِ فضای کاری سالمه.
چرا فیدبکهای "حسی" کار نمیکنند؟
همه ما جملههایی مثل «کارت عالی بود» یا «باید بیشتر دقت کنی» را شنیدیم. اینها فیدبک نیستن؛ اینها نظرات گُنگ هستند! فیدبک مبهم نه تنها باعث بهبود یا اصلاح رفتارها نمیشه، بلکه میتونه باعث سوءتفاهم و گارد گرفتن طرف مقابل بشه. برای حل این مشکل، ما به مدلهای ساختاریافته نیاز داریم تا بتونیم قبل از ارائه بازخورد محتوا رو بریزیم توی یک قالب استاندارد، ببینیم آیا قالب رو پر میکنه؟ یا باید ازش کم و زیاد کنیم!
۱. مدل SBI: شفافیت به جای قضاوت
مدل SBI (مخفف Situation-Behavior-Impact) یکی از بهترین روشها برای حذف قضاوت شخصی و تمرکز روی واقعیتهاست.
- موقعیت (Situation): دقیقاً بگید این عمل کِی و کجا رخ داده. (عمل یا اتفاق میتونه مثبت یا منفی باشه)
- رفتار (Behavior): دقیقاً چه رفتاری دیدید؟ (بدون استفاده از صفاتی مثل تنبل، بیدقت، عالی، دقیق و...).
- اثر (Impact): آن رفتار چه تاثیری روی شما، تیم یا پروژه گذاشته.
❌ مثال غلط: «تو توی جلسات خیلی بینظمی.»
✅ مثال با SBI: «امروز صبح در جلسه بررسی اسپرینت (موقعیت)، وقتی وسط صحبت جعفر پریدی و صدات رو بالا بردی (رفتار)، باعث شد بقیه اعضای تیم ساکت بشن و دیگه ایدههاشون رو مطرح نکنن (اثر).»
۲. مدل EEC: چرخه یادگیری و اصلاح
مدل EEC (مخفف Example-Effect-Change/Continue) هم برای بازخورد اصلاحی (منفی) و هم برای بازخورد تقویتی (مثبت) خوبه.
- مثال (Example): یک مثال مشخص از رفتار رو بیان کنید.
- اثر (Effect): نتیجه رو شفاف بیان کنین.
- تغییر/ادامه (Change/Continue): اگر بازخورد منفیه، چه تغییری انتظار دارید؟ اگر مثبته، به ادامه دادنش تشویق کنید.
مثال برای ادامه (Continue): «گزارشی که دیروز فرستادی (مثال)، خیلی دادههای دقیقی داشت و باعث شد مشتری قانع بشه (اثر). لطفاً همین ساختار رو برای گزارشهای بعدی هم حفظ کن (ادامه).»
⚠️خطر » سوگیریهای ناخودآگاه در کمین ما هستن! (Unconscious Biases)
یه فیدبک رو میشه ریخت توی قالب SBI یا EEC یا هر مدل دیگهای. ولی این کافیه؟ نه. باید حواسمون باشه که فیدبک دادن میتونه به سوگیریهای ناخودآکاه ما یا Unconscious Biases آلوده بشه و از مسیر سازنده بودن خارج! ۳ دشمن نامرئی فیدبک سازنده:
۱. سوگیری شباهت (Similarity Bias)
ما ناخودآگاه با کسانی که شبیه به ما فکر میکنن، لباس میپوشن یا پیشزمینه مشابهی دارن، راحتتریم. توی فیدبک، این باعث میشه با افراد «شبیه به خودمون» مهربونتر باشیم و خطاهاشون را نادیده بگیریم، در حالی که نسبت به بقیه سختگیرتریم. این سمِ تنوع و رشد تیمه.
۲. سوگیری تأییدی (Confirmation Bias)
اگر من باور داشته باشم که «فلانی کارمند بیدقتیه»، مغز من فقط لحظاتی رو ثبت میکنه که اون اشتباه کرده و تمام کارهای دقیقش رو نادیده میگیره تا باور قبلیام تأیید بشه! فیدبک بر اساس این سوگیری، فقط تکرار مکرراتِ ذهن فیدبکدهنده است؛ نه واقعیتِ عملکرد فیدبکگیرنده.
۳. سوگیریِ رویدادهای اخیر (Recency Bias)
این آفتِ ارزیابیهای پایان سال (Year-end reviews) است. ممکنه همکار شما ۱۰ ماه عالی کار کرده باشه، اما چون دو هفته پیش یک اشتباه کرده، تمام ارزیابی سالانهاش تحتالشعاع اون خطای اخیر قرار میگیره. یا برعکس؛ یک سال کمکاری کرده ولی با یک ماه تلاشِ دقیقه نودی، همهچیز پوشیده میشه!
❓ پادزهر سوگیری چیه؟ ساختار به جای احساس
یکی از دلایل پیدایش مدلهایی مثل SBI یا EEC همینه، که جلو سوگیریها گرفته بشه. باید با داده صحبت کنیم، پس باید دادهها رو ثبت کنیم و مغزمون رو مجبور کنیم از قضاوت حسی فاصله بگیره و به فکتها نگاه کنه.
💬 میشه ساعتها در مورد شیوههای بیان فیدبک، اشتباهات رایج، عکسالعمل در قبال سوءبرداشتها و شرایط پیچیدهی تقابلی صحبت کرد. خوشحال میشم تجربیات و نظراتتون رو بشنوم 😊